Posted by mohsen (tehran, Iran) on 29 October 2007 in Abstract & Conceptual and Portfolio.
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
وحشتناكه ياد قصابي و سر بريدن گوسفند افتادم دلم يه جوري شد
21 Nov 2007 7:19am
nice position. Leaves a lot to wonder about.
1 Dec 2007 11:22pm
PREVIEW ONLY
Add your comment ...
blood